ماهيت انسان در طول زمان پيوسته در حال تغيير است ، منی كه الان دارم اين مطلب را مينويسم با من يك ساعت پيش تفاوت دارد ، اين تفاوت ممكن است اندك و ناچيز باشد ، اما در هر صورت وجود دارد ، اين تفاوت ناشی از تغيير بافت بدن من به خاطر مرگ سلولهای فرسوده بدن و يا تولد سلولهای جديد و همچنين ناشی از تغيير يادگيری من درطول زمان ميباشد كه خود ناشی از تغيير اطلاعات ورودی از محيط بيرون به مغز و تغيير پردازش مغز از اين اطلاعات ميباشد و دگرگونی محيط اطراف من نيز اطلاعات دگرگونه ای را وارد مغز من ميكند كه برداشت من را نسبت به دنيا تغيير ميدهد ، پس من در اينجا هم از بعد روانی و هم از بعد جسمی ثابت نبوده و پيوسته در حال تغييرميباشم و ماهيت من در طول زمان ثابت نيست ، من كودكی من با من اكنون هرچند كه شباهتهائی دارد اما يكی نيست و فرق دارد .
آنچه كه ماهيت من را در هر لحظه از زمان شكل ميدهد نظم بين سلولهای بدن من (از مغز تا ديگر اعضای بدن )و تعداد سلولهائی است كه در اين نظم شركت ميكنند و واضح است كه با تغيير تعداد سلولها و تغيير نظم بين آنها ماهيت من نيز تغيير خواهد كرد ، در شكل گيری ماهيت ما نظم بسيار مهم است ، برای نمونه : ما هر ساله در كشور خود هزاران خودروی سمند توليد ميكنيم كه همه مردم ماهيت اين هزاران خودرو را يكی ميدانند و همه را بدون استثنا دارای ويژگيهای سمند مينامند ، ولی ما خود ميدانيم كه اتمهای بكار رفته در هر خودرو منحصر به فرد بوده و با خودروی ديگر متفاوت است ، پس چه چيزی باعث شده كه ما همه خودروها را با وجود تفاوت موادشان يكی بناميم ، مگر نه اين است كه نظم بين مواد همه اين خودروها شبيه به يكديگر است ، و از عناصر مشتركی در ساخت اين خودروها استفاده شده است كه اين عناصر نيز به خاطر نظم مشترك بين الكترونها و پروتونها و نوترونهايشان با هم يكی هستند ، پس آنچه كه تفاوت بين خودروها را شكل ميدهد نظم بين مواد تشكيل دهنده خودروها ميباشد.
درباره ما نيز همينگونه است ، آنچه كه باعث تفاوت ماهيت من با شماست ، در واقع به خاطر تفاوت نظم بين سلولهای بدن من با شماست ( ونه به خاطر تفاوت روح بدن من با شما ) ، اين تفاوت نظم بين سلولهای بدن من با شما در چند بعد ميباشد :
1 – در چگونگی چيده شدن سلولها ی بدن ما در كنار يكديگر
2 – تعداد سلولهای چيده شده در كنار كنار يكديگر
3 – نظم داخلی هر سلول ( نظم بين ژنهای داخل هر سلول ) ----------------------------------------- . ماهيت انسان به نظم درونی اش بستگی دارد و نه تنها انسان بلكه همه موجودات زنده اعم ازحيوانات و گياهان و موجودات غير زنده ماهيتشان به نظم درونی اشان بستگی دارد، ومنظور از نظم نيز در اينجا چگونگی چيده شدن كوچكترين اجزاء ماده در كنار هم ميباشد ، و نيز ميتوانيم نتيجه بگيريم آنچه كه باعث تفاوت جانداران با موجودات بی جان شده است چيزی به نام روح نيست بلكه تفاوت نظم بين اجزاء آنها ميباشد ، در واقع يك ماده جاندار از يك ماده بيجان منظم تر است و همچنين يك حيوان از يك گياه منظم تر است و يك انسان نيز از يك حيوان منظم تر است و ميتوانيم فرض كنيم كه اگر به ما تعدادی سلول بدهند و به ما بگويند كه شخصی را ( مثلا حسن آقا ) را بسازيد ، ما با توجه به نظم سلولی او ميتوانيم سلولها را دقيقا كنار يكديگر بچينيم و كپی حسن آقا را با همان خلقيات و شخصيت بسازيم ، زيرا خلقيات و شخصيات ما نيز به نظم سلولهای مغز ما ونظم مواد شيميائی موجود در آن بستگی دارد ، و گر نه فرقی بين حسن و علی و حسين نيست ، جانداران با تغيير نظم ذرات سازنده شان بيجان ميشوند و بيجانان با تغيير نظم جاندار ميشوند ، چرا كه نظم همواره وجود دارد تنها نوع آن متفاوت است كه ميتواند ساده يا پيچيده باشد .
نتايج بحث :
1 – ماهيت انسانها در طول زمان تغيير می يابد .
2 – علت تفاوت (و تغيير) ماهيت انسانها ، تفاوت و تغيير در نظم سلولهای بدن آنها و افزايش و كاهش سلولها ميباشد .
3 – دليل تفاوت بين موجودات جاندار و بی جان به خاطر تفاوت نظم بين ذرات سازنده آنها ميباشد يعنی با تغيير نظم بين اجزاء ميتوان يك جاندار را بيجان و يك بيجان را جاندار كرد و گر نه چيزی به نام روح دليل تفاوت جانداران با بيجانان نيست 4 – جانداران نسبت به بيجانان دارای نظم بيشتری بين ذرات سازنده خود هستند.---- 5 - بسياری از مفاهيم نظير ، زيبايی و هنر و ... در واقع توابعی از نظم هستند. 6- اخلاقيات را با توجه به مفهوم نظم ميتوانيم به گونه ای ديگر تعريف كنيم ،بدينگونه : هر آنكس كه به نظم مجموعه خود كمك كند يك فعل ارزشمند اخلاقی انجام داده و هر آنكس كه نظم مجموعه خود را بر هم بزند فعل مغاير اخلاق انجام داده است ، و مفهوم جرم نيز تابعی از نظم خواهد بود و مجرم كسی است كه نظم مجموعه خود را برهم بزند و علت جرم نيز تغيير نظم درونی بدن مجرم در زمان و مكانی خاص ميباشد .

